تبلیغات
دنیای عکس - مرد جوان و نی نی
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

دنیای عکس
 

-- دستبند مغناطیسی پاور بالانس(سفید رنگ)

 

مرد جوان و نی نی

 

روزی مرد جوان و مجردی برای تفریح و سفر به شهر پولیکانیا در کشور سالینومیاساری رفت هنگام شب به شهر رسید. شهر کوچک بود و جز مسافرخانه ای در آنجا نبود، مرد جوان، خسته و کوفته به داخل مسافرخانه رفت و به مسئول آنجا گفت:آقا لطفاً یک اتاق به من بدین که از خستگی مردم!

مسافرخانه دار گفت: شرمنده دوست من! همینطور که می بینید اینجا یک شهر تفریحی است با امکانات کم و تنها یک مسافرخانه و اتاق های این مسافرخانه هم زود پر می شه و در حال حاضر ما اتاق خالی برای شما نداریم .

مرد جوان گفت: پس من چکار کنم؟ نمی تونم که برم وسط خیابون بخوابم!

مسافر خانه دار گفت: البته یک اتاق دو نفره داریم که یک تخت آن اجاره شده و الآن یک نفر تو اون اتاق هست و یک تخت دیگش هنوز خالیه و ما اجازه داریم که اون رو اجاره بدیم اگه می خواین میتونین اونجا را اجاره کنیناگه هم نمی خواین که با کمال شرمندگی می تونین تو راهرو بخوابین! مرد با خوشحالی گفت: همون اتاق نیمه خالی رو اجاره میکنم! مسافرخانه دار به یکی از مستخدمین گفت: این آقا رو ببرین اتاقی که نی نی توش خوابیده! مرد با عصبانیت گفت: نی نی؟ مسافرخانه دار همئ با خونسردی جواب داد: آره نی نی! مگه مشکلیه؟ مرد جوان گفت ببین داداش!من اعصاب ندارم که برم تو اتاق نی نی بخوابم قربون دستت همین جا تو راهرو راحت ترم ! مرد جواب در راهرو با سختی خوابید صبح که بیدار شد رفت سراغ مسافرخانه دار تا کرایه شب رو حساب کنه در حال صحبت با مسافرخانه دار بود که دختر جوان و زیبایی از یکی از اتاق ها بیرون اومد و به مسافرخانه دار سلام کرد. مسافرخانه دار هم با خوشرویی جواب داد : سلام نی نی خانم!!! مرد جوان که چشماش گرد شده بود به مسئول مسافر خانه گفت: ببخشین این نی نی خانم احتمالاً همون نی نی نیست که دیشب قرار بود من برم تو اتاقش بخوابم؟ مسافر خانه دار جواب داد:اتفاقاً چرا؟

.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ